[̲̅ق̲̅][̲̅ص̲̅][̲̅ه̲̅] [̲̅ی̲̅] [̲̅ت̲̅][̲̅ل̲̅][̲̅خ̲̅] [̲̅ق̲̅][̲̅و̲̅][̲̅ر̲̅][̲̅ب̲̅][̲̅ا̲̅][̲̅غ̲̅][̲̅ه̅
مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند
قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند
لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن به دنیا می آیند
تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است
اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان!!؟؟
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم!!؟؟
ب̬̬̂̂ ن̬̬̂̂ظ̬̬̂̂ر̬̬̂̂ ش̬̬̂̂م̬̬̂̂ا̬̬̂̂ ز̬̬̂̂ن̬̬̂̂ ب̬̬̂̂ا̬̬̂̂ع̬̬̂̂ث̬̬̂̂ ͕͗̅پ̬̬̂̂ی̬̬̂̂ش̬̬̂̂ر̬̬̂̂ف̬̬̂̂ت̬
میگویند زنها در موفقیت و پیشرفت شوهرانشان نقش بسزایی دارند.
ساعد مراغه ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود:
زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم...
اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!»
گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم؛ آن هم با قیافهایی حق به جانب...
باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!»
شدیم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت «خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو...؟!»
شدیم وزیر امور خارجه گفت «فلانی نخست وزیر است... خاک بر سرت کنند!!!»
القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گامهای مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد.
تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت: خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی
دـر ـزیـــر تــصــآـویـــریــ ـزیــبــآ آـز خـــطآیــ چــشــمــ ـرآ مــشــآهـــدهــ مــیــ کــنــیــ
چه کسی بالااست و چه کسی پائین است!!!؟
آیا این عکس یک صورت است یا باغ وحش!!!؟
آیا این تصویر کوه های قطب شمال است یا یک گله اسب!!!؟
آیا این تصویر سایه درختان است یا چند خانمی که در حال گذشتن از رودخانه هستند!!!؟!
آیا این شکل ها متحرکند یا ثابت!!!؟
یا در این عکس اردکی را می بینید یا خرگوش!؟
ب͕͗̅ا͕͗̅ ۱۰ س͕͗̅ا͕͗̅ح͕͗̅ل͕͗̅ ع͕͗̅ج͕͗̅ی͕͗̅ب͕͗̅ ج͕͗̅ه͕͗̅ا͕͗̅ن͕͗̅ آش͕͗̅ن͕͗̅ا͕͗̅ ش͕͗̅و͕͗ی͕͗̅د͕͕͗͗̅
10. ساحل شیشهای، کالیفرنیا، ایالات متحده
این ساحل عجیب در نزدیکی شهر فورت برگ (Fort Bragg)، واقع شده و نکتهی جالب اینکه این ساحل در اصل نتیجهی آلودگی محیط زیست است. این سنگریزههای شیشهای تراش خورده، در اصل زبالههایی هستند که در طول سالیان متمادی و در بخش شمالی شهر، به دریا ریخته شدهاند و بعدها توسط امواج شکل داده شده و تراش خوردهاند. امروزه این ساحل به یک نقطهی گردشگری معروف و محبوب تبدیل شده است. مشاهدهی یک ساحل بینظیر و قدم زدن روی سنگهای گرد شیشهای از جمله دلایل جذابیت این نقطه است، اما به لحاظ مسائل بهداشتی باید از جمع آوری این سنگها خودداری نمود.
9. شاخ طلایی (Zlatni Rat)، جزیرهی برک (Brac) ، کروواسی
این ساحل کوچک که تنها 530 متر آن به سمت آبهای شفاف و کریستالی دریای آدریاتیک گسترده شده، در جنوب جزیرهی برک واقع شده است. این نقطهی دیدنی بازدید کنندگان فراوانی را به سوی خود جذب میکند که مایلند از گرمای خورشید لذت برده، به آب تنی در آبهای خنک ساحلی پرداخته و با ورزشهای آبی سرگرم شوند. این نقطه همچنین به عنوان مکانی مناسب برای موج سواری با تخته و بادبان به شهرت رسیده است.
8. مجمعالجزایر بازاروتو (Bazaruto)، موزامبیک
این جا شاید یکی از دورافتادهترین سواحل جهان لقب بگیرد و معنای نام آن نیز جزیرهای از غبار است. در اصل این ساحل و طبیعت دست نخوردهی آن، بسیار دور از سرزمین اصلی واقع شده و شاید تنها ماجراجویان اصیل را به سوی خود جذب کند. همچنین در این نقطه استراحتگاههای قابل توجهی وجود دارند که اقامتی فراموش نشدنی را برای مسافران رقم خواهند زد. طبیعت بکر، فعالیتهای متنوعی از جمله ماهیگیری، سفرهای تفریحی با قایق، اسکی روی آب، پاراگلایدینگ و تماشای والها، دلفین و فلامینگوها از جمله جذابیتهای این منطقه برای گردشگران است.
7. مونارکو (Menorca)، اسپانیا
این جزیرهی کوچک مدیترانهای، دارای 120 ساحل مبهوت کننده و جالب توجه است! در واقع اینجا یکی از مهیجترین نقاط مجموعهی جزایر بِلریک (Balearic)، به شمار میرود. به شفافیت آب آن توجه کنید، در کنار شنا کردن در این آب زلال و کریستالی، کانو و کایاک سواری نیز از دیگر فعالیتهای مفرحی است که در این ناحیه انجام میشوند. جایی فوقالعاده برای لذت بردن از مزایای سفر به سواحل در فصل تابستان.
6. سواحل ماسهای سیاه، جزیرهی بزرگ، هاوایی
ماسهی سیاه رنگ این جزیره نتیجهی فعالیتهای مکرر آتشفشانی است که در این جزایر رخ میدهند. سواحل متعددی در بیگ آیلند وجود دارد که در میان آنها پونه لوو (Punalu u) ازهمه مشهورتر است. در کنار رنگ غیر عادی ماسههایش، بازدیدگنندگان به آنجا سفر میکنند تا پیک نیک برگزار کرده و حمام آفتاب گرفتن لاکپشتها را به تماشا بنشینند.
5. آنسه سورس دی آرجنت (Anse Source d'Argent)، جزیرهی لادیگو، سیشل
ساحلی بینظیر و سمبلیک که زیبایی آن همچون تصاویر کارت پستالها تماشایی و به یاد ماندنی است و به نوعی میتوان گفت امضاء و مشخصهی اصلی جزایر سیشل به حساب میآید. سواحل نرم ماسهای، آب گرم و شفاف اقیانوس هند و تخته سنگهای بزرگ گرانیتی که در گوشه و کنار جزیره پراکنده شده و باعث به وجود آمدن غارها و حفرههای متعددی شدهاند، همه و همه از جمله دیدنیهای این نقطه به حساب میآیند.
4. ساحل خلیج کتدرال (Chathedral)، شبه جزیرهی کروماندل (Coromandel) ، نیوزلند
ساحلی معروف و دیدنی که اغلب به عنوان یکی از زیباترین سواحل دنیا از آن نام برده میشود. عکاسان بویژه مایلند تا برای عکاسی سفری به این نقطه داشته باشند. اینجا بیشتر به خاطر تخته سنگهای جوش خورده با اشکالی جالب که شکل و ظاهری کاملا متفاوت بدان بخشیده، به چنین شهرتی دست یافته است. شنا، غواصی و کایاک سواری از جمله فعالیتهای پر طرفداری است که در این منطقه انجام میشوند. در کل میتوان گفت خلیجی است با چشم انداز تماشایی و مبهوت کننده.
3. اَلگرو (Algarve)، پرتغال
نام این ساحل در زبان عربی الغرب است، ساحلی که در جنوبیترین نقطه کشور پرتغال واقع شده و از خطوط ساحلی تماشایی برخوردار و با غارهای آهکی دیدنی لبریز شده است. سواحل تأثیر گذاری که میتوان به صورت پیاده و یا با قایق به بازدید از آنها رفت. گشت و گذار در میان این ستونهای ماسه سنگی که درگوشه و کنار و بر فراز دریا گسترده شدهاند خالی از لطف نخواهد بود.
2. پارک ایالتی جولیا فایفر، بیگ سور، کالیفرنیا، ایالات متحده
این نقطه بویژه به دلیل آبشار مک وی (Mc Way) به شهرت رسیده است که از صخرهای در نزدیکی اقیانوس به پایین فرو میریزد. خلیجی که به شدت تماشایی است و اگر چه دسترسی به ساحل آن دشوار است، اما بازدیدکنندگان فراوانی را به سوی خود جذب میکند که خود را با قایق بدانجا رسانده و از این منظره دیدنی لذت میبرند.
1 خلیج جرویس، نیو ساوت ولز، استرالیا
سواحل این نقطه به ویژه شب هنگام بسیار تماشایی و البته رویایی هستند، زمانی که پلانکتونها با فعل و انفعالات شیمیایی به درخشش افتاده و به نورافشانی میپردازند در نتیجه این مخلوقات دریایی کوچک با نوری آبی، درخشان و جادویی میدرخشند. این نقطه نیز همانند ساحل هایامز (Hyams)، در شب بسیار رمانتیک و دوست داشتنی است. در کنار این پدیدهی نادر طبیعی، خلیج جرویس به دلیل فعالیتهای تفریحی متنوع و دریایی خود نیز به شهرت بسزایی دست یافته است.
اכمُا
آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن
وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
... و همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت
هی بغض تو گلوت گیر میکنه
خفه ات میکنه
آدما باس همیشه تنها بمونن ...!
ش͕͗̅ب͕͗̅ آخ͕͗̅ر͕͕͗͗̅
سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنیها رو، تو هم هرگز نپرسیدی
شبی که شام آخر بود، به دست دوست خنجر بود
میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود
چه جنگ نابرابری، چه دستی و چه خنجری
چه قصهی محقری، چه اول و چه آخری
ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم
ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایهها هستیم
سفر با تو چه زیبا بود، به زیبایی رویا بود
نمیدیدیم و میرفتیم، هزاران سایه با ما بود
سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنیها رو، تو هم هرگز نپرسیدی
در آن هنگامهی تردید، در آن بنبست بیامید
در آن ساعت که باغ عشق به دست باد پرپر بود
در آن ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود
شب آغاز تنهایی، شب پایان باور بود
ع̬̬̂̂ش̬̬̂̂ق̬̬̂̂ و̬̂ د̬̬̂̂و̬̂س̬̬̂̂ت̬̬̂̂ د̬̬̂̂ا̬̬̂̂ش̬̬̂̂ت̬̬̂̂ن̬̬̂̂
دوست داشتن، عشق و اردات و ایمان دو روح آشنای خویشاوند است.
دو انسانی که جز آن خمیرهی صمیمی و ناب و منزهی که منِ انسانی خالص هر کسی را میسازد،
هیچ مصلحتی و ضرورتی آنان را به یکدیگر نمیپیوندد.
پیوندی که نه طبیعت، نه خلقت، بلکه تنهایی میان دو تنهای خویشاوند، بسته است.
دوست داشتن از عشق برتر است.
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی؛
اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت، روشن و زلال.
عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سرزند بیارزش است
و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج مییابد.
عشق با شناسنامه بیارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر میگذارد؛
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند و بر آشیانهی بلندش روز و روزگار را دستی نیست.
عشق در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار رابطه دارد؛
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونهای دیگر میبیند.
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.
عشق بینایی را میگیرد و دوست داشتن میدهد.
عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بیانتها و مطلق.
عشق همواره با شکآلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر.
از عشق هرچه بیشتر مینوشیم، سیراب تر میشویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر.
عشق هرچه دیرتر میپاید کهنه تر میشود و دوست داشتن نوتر.